از همان نخستین روزهایی که حکومت اسلامی در ایران پایه گذاری شد، رویارویی آن با آیین ها و سنت های کهن ایرانی آشکار و پنهان ادامه یافت. از تلاش برای کمرنگ کردن نوروز و سیزده بدر گرفته تا تحریف یا حذف جشن هایی چون مهرگان و چهارشنبه سوری، هدف روشن بود: بریدن پیوند مردم از ریشه های فرهنگی و هویتی شان.
اما آنچه حاکمان ندانستند، نیرویی است که در ژرفای جان ایرانیان خانه دارد؛ عشقی که نه با فرمان شکل گرفته و نه با تهدید از میان می رود. عشقی که هزاران سال در تاروپود این سرزمین تنیده شده است؛ عشق به میهن.
با گذشت بیش از چهار دهه از آن دوران، نه تنها ایرانیان از آیین های خود دست نکشیدند، بلکه با آگاهی و شور بیشتری در برابر این «دومین هجوم فرهنگی اعراب» ایستادند.
نوروز هر سال باشکوه تر شد، چهارشنبه سوری در هر کوی و برزن شعله کشید، و جشن کوروش بزرگ در سراسر جهان، به نمادی از بیداری ملی ایرانیان بدل گشت.
بی تردید، در هیچ برهه ای از تاریخ، آگاهی مردم نسبت به هویت ملی و عشق به سرزمین مادری تا این اندازه ژرف نبوده است. چهره ی کوروش بزرگ، این پادشاه خردمند و بنیانگذار نخستین منشور حقوق بشر، در میان ایرانیان، جایگاهی تازه یافته است.
امروز کوروش، نه فقط یادگار گذشته، بلکه نماد آرمانی ملت ایران است؛ نشانه ی شرافت، انسان دوستی و خرد ایرانی.
ایرانیان مهاجر، در سراسر دنیا، در پاسداشت یاد و نام او، می کوشند تا بزرگی و رادمردی او را به همه بشناسانند.
از تورنتو و لندن تا سیدنی و لس آنجلس، پرچم شیر و خورشید و نقش منشور کوروش در کنار تصویر شاهزاده رضا پهلوی در تجمع ها دیده می شود. این بیداری ملی، نه حاصل تبلیغ دولتی، بلکه نتیجه ی بازگشت خودجوش مردم به ریشه های خود است.
عشق به میهن، در ذات ایرانی است؛ نیازی نیست آن را به او بیاموزند. این عشق در لالایی مادر، در واژه های کهن زبان فارسی، در طنین ساز و نی، در شعر فردوسی و حافظ جاری است.
ایرانی اصیل، هرگز گذشته اش را فراموش نمی کند، زیرا می داند که بی ریشه، همچون برگ خزان است در دست باد.
امروز، جوان مهاجر ایرانی بیش از همیشه به معنای «ایران» میاندیشد. او میخواهد بداند که از کجا آمده و به کجا باید برود. در دل تبعید و دوری، او هنوز بر خاک وطن بوسه می زند و در آرزوی روزی است که بتواند آزادانه به میهن بازگردد.
اما این عشق، تنها احساسی نوستالژیک نیست. نیرویی است سازنده که می تواند دوباره ایران را به اوج عظمت فرهنگی و تمدنی برساند. همان گونه که کوروش و داریوش، نادرشاه و رضاشاه، ایران را از ویرانی به شکوه رساندند، امروز نیز فرزندان آن سرزمین، همواره در تلاشند تا ایران را از تاریکی به سوی نور عبور دهند.
در این مسیر دشوار، نام ها و یادهای بزرگ، همچون فانوس هایی، در دل شب تیره می درخشند. یاد کوروش و داریوش، یاد نادر و رضاشاه، یاد همه آنان که با اراده و خرد خویش، ایران را «کشورِ جاوید» ساختند، الهام بخش نسل های امروز است.
آری، روزی فرا خواهد رسید که ایران دوباره از شرق تا غرب بدرخشد، مردمانش در آزادی و سربلندی زندگی کنند، و آنگاه روح کوروش ها و رضاشاه ها از فراز آسمان ایران، با لبخندی آرام خواهند گفت:
«این همان ایران است که ما برایش جان دادیم.»
پاینده و پویا باشید







