چرا احترام به مخالفان، آزمون واقعی پادشاهی خواهان است؟
در سال های اخیر، جامعهٔ سیاسی ایران، شاهد شکل گیری جریان های گوناگون و متنوعی در اپوزیسیون بوده است. پادشاهی خواهان، جمهوری خواهان، فعالان حقوق بشر، چهره های مدنی و گروه های قومی و فرهنگی، هر یک با شیوه ای خاص برای آزادی ایران تلاش می کنند.
این تکثر، اگرچه گاه باعث اختلاف و جدل می شود، اما در ذات خود، نشانهٔ پویایی جامعهٔ ایرانی است.
با این حال، در میان این اختلاف ها، یک حقیقت اساسی وجود دارد که نباید از یاد برود:
اگر به دموکراسی باور داریم، باید نخستین اصل آن را تمرین کنیم: احترام به مخالف.
پادشاهی خواهان، که خود را وارث سنت نهادینهٔ مشروطه خواهی و آزادی طلبی می دانند، بیش از هر گروه دیگری باید پاسدار «حق اختلاف نظر» باشند.
در جامعه ای آزاد، هیچ اندیشه ای الزاماً بر دیگری برتری ذاتی ندارد؛ این مردم هستند که با رأی خود مسیر آینده را مشخص می کنند. اگر امروز ما پادشاهی خواهان، با مخالفان فکری خود با برچسب، توهین یا تحقیر برخورد کنیم، چگونه می توانیم فردا ادعای ساختن ایران آزاد و دموکراتیک داشته باشیم؟
در ماه های گذشته، شاهد حمله های لفظی و بی احترامی به چهره هایی مانند: علی جوانمردی، مسیح علی نژاد، حامد اسماعیلیون، شیرین عبادی، نرگس محمدی و دیگران بوده ایم؛ افرادی که هر کدام به گونه ای، از جایگاه و روش خود، با استبداد مبارزه کرده اند. می دانیم که همه ما یک دشمن مشترک به نام حکومت جمهوری اسلامی داریم که به هر شکل و به هر سختی که باشد، باید از آن عبور کنیم تا همگی به فردای روشن ایران بزرگ برسیم.
ممکن است ما با دیدگاه های آنها موافق نباشیم، ممکن است تحلیل سیاسی شان را اشتباه بدانیم، اما اختلاف نظر، مجوزِ بی حرمتی نیست.
جامعهٔ آیندهٔ ایران، قرار نیست که یک صدا باشد. قرار نیست همهٔ مردم یک شکل بیندیشند، یک رسانه را دنبال کنند و یا یک رهبری سیاسی را قبول داشته باشند.
دموکراسی، یعنی: «حقِ نپذیرفتنِ دیگری» را به رسمیت بشناسیم و در همان حال، حقوق و کرامت او را حفظ کنیم.
حتی اعضای یک خانوادهٔ کوچک هم، سلیقه های متفاوت دارند؛ یکی، چای تلخ دوست دارد، دیگری شیرین؛ یکی فوتبال می بیند، دیگری فیلم. حال چگونه انتظار داریم در کشوری با فرهنگ ها، قومیت ها، زبان ها و گرایش های متفاوت، همگی به یک شکل فکر کنند؟
اختلاف نظر، نه مشکل است و نه تهدید؛ بلکه نشانهٔ سلامت جامعه است.
در آیندهٔ ایران آزاد، گروههای مختلف سیاسی، از پادشاهی خواهان و جمهوری خواهان تا چپ ها، لیبرال ها، سکولارها و فعالان حقوق بشر، هرکدام احزاب خود را خواهند داشت و هرگاه یکی از این احزاب بتواند اعتماد و رأی اکثریت را به دست آورد، دولت را تشکیل می دهد.
اما تشکیل دولت، هرگز به معنای حذف اقلیت نیست.
این اصلِ طلایی دموکراسی است که متأسفانه بسیاری هنوز در عمل، آن را درک نکرده اند:
اکثریت، حکومت می کند، اما اقلیت هم وجود دارد، سخن میگوید و حقوقش نیز پابرجاست.
اگر ما می خواهیم فردا در کشوری دموکراتیک زندگی کنیم، امروز باید زبان، رفتار و اخلاق دموکراتیک داشته باشیم.
توهین به مخالف، بستن دهان دیگری و یا تخریب شخصیت ها، تنها یک پیام دارد: ما هنوز فاصلهٔ زیادی با بلوغ سیاسی و دموکراسی داریم.
شاهزاده رضا پهلوی بارها گفته است که «هیچ فردی به تنهایی نمی تواند ایران را بسازد؛ این کار فقط با همکاری همهٔ جریان ها، ممکن است.»
این جمله، باید چراغ راه پادشاهی خواهان باشد.
احترام به مخالف، نه نرمش است و نه عقب نشینی، بلکه نشانهٔ اعتماد به نفس سیاسی است.
کسی که به حقانیت خود باور دارد، نیازی به توهین ندارد. کسانی که به گونه ای افراطی عمل می کنند، یا نا آگاهند که باید آنها را آگاهانید و یا از روی قصد و اراده در جهت تخریب شاهزاده و یا ایدئولوژی پادشاهی خواهی، عمل می کنند که باید آنها را از کارشان بر حذر کرد.
ایران آینده، ایران تک صدایی نیست؛ ایرانی است که لر و ترک و بلوچ و فارس، مسلمان و بهایی و بی دین، پادشاهی خواه و جمهوری خواه، همه و همه در کنار هم، نفس می کشند و با همکاری یکدیگر، کشور را می سازند.
بیاییم از همین امروز تمرین کنیم که سیاست بدون احترام، خشونتی خاموش است.
اگر می خواهیم آزادی را تجربه کنیم، باید آزادی دیگران را حتی اگر با ما هم موافق نباشند، به رسمیت بشناسیم.
دموکراسی، از صندوق رأی آغاز نمی شود؛ بلکه از ادب، احترام و ظرفیت شنیدن صدای مخالف آغاز می شود.
آزاده و آزادیخواه باشیم و فرهنگ آزادی و دموکراسی را از خودمان آغاز کنیم.
پاینده و پویا باشید







