Home مقالات پهلوی، نام یک مسیر تاریخی

پهلوی، نام یک مسیر تاریخی

59
0

گاه در تاریخ ملت‌ها، نام‌هایی وجود دارند که فراتر از اشخاص می‌ایستند و به «ایده» بدل می‌شوند. پهلوی از همین دست نام‌هاست.
خطاست اگر پهلوی را صرفاً در قالب یک نظام پادشاهی یا یک دورهٔ سیاسی محدود کنیم.
پهلوی، بیش از آنکه نام یک خاندان باشد، نماد یک پروژهٔ تاریخی ناتمام بود: پروژهٔ ساختن ایران مدرن.
ایرانِ پهلوی، برای نخستین ‌بار پس از قرن‌ها، با برنامه، نهادسازی و نگاه به آینده، وارد مسیری شد که هدفش نه بقا، بلکه پیشرفت بود.
ایجاد شبکهٔ راه‌آهن و جاده‌های سراسری، توسعهٔ آموزش عمومی، تأسیس دانشگاه‌ها، گسترش خدمات درمانی، ریشه‌ کنی بیماری‌هایی چون مالاریا، و شکل‌گیری طبقهٔ متوسط شهری، نشانه‌های کشوری بود که می‌خواست روی پای خود بایستد.
پهلوی یعنی مدرسه، یعنی تغذیهٔ رایگان کودکان، یعنی احترام به کار و تولید. یعنی معلمی که با حقوقش می‌توانست خودرو بخرد، کارگری که شب عید، شرمندهٔ خانواده‌اش نبود، و کارمندی که می‌دانست تورم، دسترنجش را نمی‌بلعد.
پهلوی، یعنی پول ملی با ثبات، پاسپورتی با اعتبار، و شهروندی که تحقیر نمی‌شد.
در سیاست خارجی، ایرانِ پهلوی، کشوری منزوی نبود.
رابطهٔ متوازن با جهان، پرواز مستقیم تهران – نیویورک، و حضور فعال در نظام بین‌الملل، نشان می‌داد که ایران می‌خواهد بازیگر باشد، نه قربانی.
همین استقلال ‌طلبی، به ‌ویژه در سیاست‌های نفتی و دفاع از حقوق کشورهای تولیدکنندهٔ نفت در اوپک، منافع قدرت‌های بزرگ را به چالش کشید و حساسیت‌هایی را برانگیخت که بعدها در تحولات سرنوشت ‌ساز ایران بی ‌تأثیر نبود.
اما سقوط این پروژهٔ تاریخی، فقط نتیجهٔ فشارهای خارجی نبود. در داخل، ائتلافی نانوشته میان ارتجاع سرخ و ارتجاع سیاه شکل گرفت؛ اتحاد کمونیسم ایدئولوژیک و اسلام سیاسی، با همراهی روشنفکرنماهایی که شور اعتراض داشتند اما طرحی برای آینده نداشتند.
نتیجه، نه آزادی بود و نه عدالت؛ بلکه وقفه‌ای عمیق در مسیر تمدنی ایران.
حکومت جمهوری اسلامی، نه ادامهٔ سنت بود و نه حامل مدرنیته. حاصل آن، چهار دهه سرکوب، تبعیض، ناکارآمدی، فروپاشی اقتصادی، مهاجرت گستردهٔ نخبگان و از همه دردناک‌تر، به خاک و خون کشیده‌شدن ده‌ها هزار جوانی بود که تنها جرمشان رؤیای آینده‌ای بهتر بود. حکومتی که نه ‌تنها چیزی به سرمایهٔ تاریخی ایران نیفزود، بلکه همان دستاوردهای پیشین را نیز یکی‌یکی از بین برد.
با این حال، نام پهلوی زنده ماند؛ نه از سر نوستالژی، بلکه به‌عنوان معیار مقایسه.
نسلی که آن دوران را ندیده، اما از روایت‌ها، اسناد و تصاویر فهمیده است که ایران می‌توانست کجا باشد و امروز کجاست.
برای این نسل، پهلوی نه بازگشت به گذشته، بلکه یادآوری یک امکان تاریخی است.
پهلوی یعنی ایرانِ بدون تبعیض دینی، احترام به زنان، اقلیت‌ها و آزادی‌های فردی، رشد اقتصادی، شأن انسانی و رابطهٔ سالم با جهان.
پهلوی، یک شخص نبود؛ یک مسیر بود.
مسیری که قطع شد، اما از حافظهٔ تاریخی ملت، پاک نشد.
و امروز، در آستانهٔ گذار، این حقیقت بیش از همیشه روشن است:
ایرانِ رهاشده از خرافات و حکومت ایدئولوژیک، نه ‌تنها به عقب بازنمی‌گردد، بلکه با آگاهی و تجربهٔ تاریخی، با شتابی چندبرابر، مسیر پیشرفت را از سر خواهد گرفت.
چرا که صدای پهلوی، در نهایت، صدای پای ایران است.
آزادی نزدیک است.

پاینده و پویا باشید

LEAVE A REPLY

Please enter your comment!
Please enter your name here