بازگشتآگاهیملیواحیایآیینهایایرانیدربرابرچهاردههستیزفرهنگی
با گذشت بیش از چهار دهه از شکل گیری حکومت اسلامی در ایران، تلاش حاکمان برای تضعیف آیین ها و سنت های ملی، نه تنها بی ثمر مانده، بلکه موج تازه ای از بیداری فرهنگی و بازگشت به هویت اصیل ایرانی را در میان نسل های گوناگون، برانگیخته است.
امروز نام کوروش بزرگ، این پادشاه خردمند و پیام آور حقوق بشر، بیش از هر زمان دیگری در ذهن و دل ایرانیان زنده است.
از نخستین سال های پس از انقلاب، حاکمیت تازه برآمده در ایران، به صورت آشکار و پنهان در برابر آیین های ملی ایرانی صف آرایی کرد.
تلاش برای کمرنگ کردن نوروز، ممنوعیت چهارشنبه سوری، و حذف جشن های باستانی چون مهرگان و سده، بخشی از سیاست فرهنگی ای بود که هدفش بریدن پیوند مردم از ریشه های کهن ایران زمین بود.
اما برخلاف انتظار طراحان این سیاست، عشق ایرانیان به میهن و فرهنگ نیاکانشان، نه تنها خاموش نشد، بلکه شعله ورتر از همیشه هم گشت که نمونه آشکار این میهن دوستی و عشق به فرهنگ ایران تاریخی را در تظاهرات میلیونی ایرانیان در سراسر جهان شاهد بودیم.
در واقع، ایرانیان در برابر این «دومین هجوم فرهنگی اعراب» با آگاهی و پایداری کم نظیری ایستادند. نسل جوان، که گمان می رفت از میراث فرهنگی خود فاصله بگیرد، به جستجوی هویت ملی خویش پرداخت. نوروز در دل خانه ها و در سراسر جهان، با شکوه تر برگزار شد، چهارشنبه سوری از زیرزمین ها به خیابان ها بازگشت، و بزرگداشت کوروش بزرگ در هر سال، به نمادی از وحدت ایرانیان در سراسر جهان تبدیل شد.
امروز چهره کوروش، نه فقط نمادی تاریخی، بلکه الگویی اخلاقی و جهانی، برای ایرانیان است.
منشور حقوق بشر او، که بیش از دو هزار و پانصد سال پیش نگاشته شد، به یادآورنده دوران درخشانی است که در آن، انسان و آزادی، اساس فرمانروایی بود.
ایرانیان در داخل و خارج از کشور، با گرامیداشت این میراث پر معنا، بار دیگر بر ارزش های انسانی، گذشت و مدارا و خِرَد ورزی تأکید می کنند.
عشق به میهن، عنصری است که در ژرفای جان ایرانیان نهفته است؛ نیرویی که آموزش دادنی نیست و از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود.
این عشق، در لالایی مادر، در واژه های فارسی، در شعر حافظ و فردوسی، و در نغمه های کهن ساز ایرانی، جریان دارد.
ایرانیِ اصیل، هر کجا که باشد، ریشه های خود را فراموش نمی کند، چرا که بی ریشه بودن، به معنای از دست دادن هویت است.
امروز، در غربت و تبعید، نسل تازه ای از ایرانیان مهاجر، پرچم ایران باستان را برافراشته، نگاه داشته است. از تورنتو و لندن تا لس آنجلس و سیدنی، تجمع ها، جشن ها و همایش های فرهنگی با محوریت میراث ملی برگزار می شود. آنان با الهام از چهره هایی چون کوروش، داریوش، نادرشاه و رضاشاه، می کوشند تصویری از ایران آزاد، آباد و سربلند را زنده نگه دارند.
این عشق و دلبستگی به میهن، احساسی زودگذر نیست؛ نیرویی است سازنده که توانایی بازسازی فرهنگی و اخلاقی یک ملت را دارد.
هرگاه ایرانیان به ریشه های خود بازگشته اند، ایران بزرگ، از نو به خود بالیده است. و شاید امروز، بیش از هر زمان دیگری، آن بیداری تاریخی در حال تکرار است.
روزی فرا خواهد رسید که ایران بار دیگر از شرق تا غرب بدرخشد، مردمانش در آزادی و رفاه زندگی کنند، و روح کوروش ها، داریوش ها، نادرشاه ها و رضاشاه ها با آرامش، نظاره گر ملتی باشند که از خاکستر دشواری ها برخاسته و دوباره به قله شکوه فرهنگی و ملی خود رسیده است.
در این روزهای سخت و طاقت فرسا که در سوگ دهها هزار تن از جان فدایان میهن نشستهایم، به آغاز سال نو و نوروز، نزدیک تر می شویم. نوروز، هویت و نماد فرهنگی ما ایرانیان است. شایسته نیست که ایرانیان، سال نو را بدون جشن نوروز و گستردن سفرهٔ هفتسین آغاز کنند.
هرچند امسال سفرهٔ هفت سین بسیاری از ما ایرانیان، کوچک تر و آمیخته با اندوه است، ولی ما به یاد صدها هزار جانفدایان میهن که در طول 47 سال حکومت نکبت بار جمهوری اسلامی که در راه بزرگی، شکوه و آزادی ایران، جان باختند، نوروز را گرامی میداریم.
پاینده و پویا باشید








