Home مقالات ایران،جاودان درعشق فرزندانش

ایران،جاودان درعشق فرزندانش

6
0

بازگشت آگاهی ملی و احیای آیین‌های ایرانی 

با گذشت نزیک به پنج دهه از شکل‌ گیری حکومت جمهوری اسلامی در ایران، تلاش حاکمان برای تضعیف آیین‌‌ها و سنت‌‌های ملی، نه ‌تنها بی ‌ثمر مانده، بلکه موج تازه‌ ای از بیداری فرهنگی و بازگشت به هویت اصیل ایرانی را در میان نسل‌‌های گوناگون، برانگیخته است. 

امروز نام کوروش بزرگ، این پادشاه خردمند و پیام‌‌آور حقوق بشر، بیش از هر زمان دیگری در ذهن و دل ایرانیان زنده است. 

از نخستین سال‌‌های پس از انقلاب، حاکمیت تازه‌ برآمده در ایران، به ‌صورت آشکار و پنهان در برابر آیین‌‌های ملی ایرانی، صف ‌آرایی کرد. 

تلاش برای کمرنگ‌ کردن نوروز، ممنوعیت چهارشنبه‌ سوری و سیزده بدر، و حذف جشن‌‌های باستانی چون تیرگان و مهرگان و سده، بخشی از سیاست فرهنگی‌‌ای بود که هدفش بریدن پیوند مردم از ریشه‌ های کهن ایران ‌زمین بود.
اما برخلاف انتظار طراحان این سیاست، عشق ایرانیان به میهن و فرهنگ نیاکانشان، نه ‌تنها خاموش نشد، بلکه شعله‌‌ورتر هم گشت.

در واقع، ایرانیان در برابر این «دومین هجوم فرهنگی تازیان» با آگاهی و پایداری کم‌ نظیری ایستادند. نسل جوان، که گمان می‌ رفت از میراث فرهنگی خود فاصله بگیرد، به جستجوی هویت ملی خویش برخاست. 

نوروز در دل خانه‌‌ها و در سراسر جهان، با شکوه تر برگزار شد، چهارشنبه‌ سوری از زیرزمین‌ ها به خیابان‌‌ها بازگشت، و بزرگداشت کوروش بزرگ در هر سال، به نمادی از وحدت ایرانیان در سراسر جهان تبدیل شد.

امروزه چهره‌ کوروش، نه فقط نمادی تاریخی، بلکه الگویی اخلاقی و جهانی، برای ایرانیان است. 

منشور حقوق بشر او، که بیش از دو هزار و پانصد سال پیش نگاشته شد، به یادآورنده‌ دوران درخشانی است که در آن، انسان و آزادی، اساس فرمانروایی بود. 

ایرانیان در داخل و خارج از کشور، با گرامیداشت این میراث پر معنا، بار دیگر بر ارزش‌‌های انسانی، گذشت و مدارا و خِرَد ورزی تأکید می ‌کنند.

عشق به میهن، عنصری است که در ژرفای جان ایرانیان نهادینه شده است؛ نیرویی که آموزش ‌دادنی نیست و از نسلی به نسل دیگر به عنوان یک ارث باارزش، منتقل می‌‌شود. 

این عشق، در لالایی مادر، در واژه‌‌های فارسی، در شعر حافظ و فردوسی، و در نغمه‌‌های کهن ساز ایرانی، جریان دارد.
ایرانیِ اصیل، هر کجا که باشد، ریشه‌های خود را فراموش نمی‌کند، چرا که بی ‌ریشه بودن، به ‌معنای از دست دادن هویت است. 

امروز، در غربت و تبعید، نسل تازه‌‌ای از ایرانیان مهاجر، پرچم ایران باستان را برافراشته و از آن پاسداری می کند. 

از تورنتو و لندن تا لس‌‌آنجلس و سیدنی، تجمع ‌ها، جشن‌‌ها و همایش‌های فرهنگی با محوریت میراث ملی برگزار می‌‌شود. ایرانیان با الهام از چهره‌‌هایی چون کوروش، داریوش، نادرشاه و رضاشاه، می‌‌کوشند تصویری از ایران آزاد، آباد و سربلند را زنده نگه دارند.

این عشق و دلبستگی به میهن، احساسی زودگذر نیست؛ نیرویی است سازنده که کاملاً توانایی بازسازی فرهنگی و اخلاقی یک ملت را دارد. 

هرگاه در طول تاریخ، ایرانیان به ریشه‌‌های خود بازگشته ‌اند، آنگاه ایران بزرگ، از نو به خود بالیده است. و امروز، بیش از هر زمان دیگری، آن بیداری تاریخی، در حال تکرار است.

روزی فراخواهد رسید که ایران بار دیگر از شرق تا غرب بدرخشد، مردمانش در آزادی و رفاه زندگی کنند، و روح کوروش‌ها، داریوش‌ها، نادرشاه‌ها و رضاشاه‌ها با آرامش، نظاره‌ گر ملتی باشند که از خاکستر دشواری ‌ها برخاسته و دوباره به قله‌ شکوه فرهنگی و ملی خود رسیده است.

LEAVE A REPLY

Please enter your comment!
Please enter your name here