خانه / مقالات / مشکل واقعی و یا سیاست بازی؟!

مشکل واقعی و یا سیاست بازی؟!

از نظر من، جاستین ترودو نخست وزیر کانادا یکی از مهربان ترین و مودب ترین نخست وزیران کاناداست. یکی از شواهد آن، حمایت او از هزاران پناهنده سوریه ای است. او همواره سعی میکند که دل همه را به دست آورد و حتی گاهی خودش را سپر بلا قرار می دهد تا به دیگران آسیبی نرسد. نمونه اش، موضوع شرکت اس ان سی لاوالین است که یکی از بزرگترین شرکت های مهندسی و عمرانی در جهان است. این شرکت بین سالهای 2001 تا 2011 به دولت لیبی برای انجام کارهایش، رشوه داده است. این موضوع از نظر قانونی، خلاف است و باید این شرکت جوابگوی عمل خود باشد. اما نکته اینجاست که اگر کار این شرکت به دادگاه و دادگستری بکشد، ممکن است که تا ده سال نتواند در کانادا فعالیت کند و در نتیجه، حدود ده هزار نفر بیکار خواهند شد.

این، مثل این می ماند که مدیر مدرسه ای خلاف کند و دادگاه بخواهد که کلیه معلمان و شاگردان را تنبیه کرده و آنها را از مدرسه اخراج کند. پیش از برملا شدن خلاف شرکت مزبور، جاستین ترودو، در پی راهی بود که فقط روسای شرکت که خلاف کرده بودند، جریمه شوند و نه اینکه تاوان اشتباه آنها را کارکنان بیگناه آن شرکت بدهند.

نکته مهم اینجاست که آیا نخست وزیر کانادا، این قدرت را ندارد که بگوید من به عنوان رهبر کانادا و به خاطر مصالح کشور، اجازه می دهم که فقط مدیران شرکت اس ان سی لاوالین جریمه شوند تا سایر کارکنان این شرکت، بتوانند همچنان بر سر کار خود باشند؟

از نظر من، گاهی دولت کانادا بیش از اندازه احتیاط می کند، برای اینکه از بالای ساختمان نیفتد، آنقدر عقب عقب میرود که از آنطرف میفتد. نمونه اش دستگیری خانم منگ وانژو مدیر مالی شرکت چینی “هواوی” به درخواست دولت آمریکاست. آیا دولت ترامپ با دولت کانادا هیچگونه احساس دلسوزی و یا همدردی دارد؟! لغو قرارداد نفتا و خط و نشان کشیدن دونالد ترامپ و حتی دست انداختن نخست وزیر ما، نمونه های بارزی است که نشان می دهد که دولت دونالد ترامپ به روابط دوست و همسایه معتبر شمالی خود، اهمیت چندانی قائل نیست و ما هم باید برای کسی بمیریم که برای ما تب کند.

دونالد ترامپ به بهانه “امنیت ملی” دست به هر کاری که دلش می خواهد می زند. از جمله مطرح کردن دیوار مرزی چند هزار کیلومتری با مکزیک، نژاد پرستی و تحریم کردن برخی کشورها و ده ها نمونه دیگر، کارنامه او را پر کرده است.

راستی، آیا کانادا دارای “شورای امنیت ملی” نیست که در مواقع ضروری و اضطراری، بتواند منافع و مصالح ملی کشور را بررسی و تصمیم گیری کند تا کار به بحران های ناخواسته و زیان آور نکشد؟

با نبود سیاست های درست، کار نه چندان دشواری که با اقتدار رهبر کشور، می توانست به راحتی، حل و فصل شود، به پیچیدگی کشانده شد.

اگر موضوع شرکت اس ان سی لاوالین ادامه پیدا کند و به جاهای باریک بکشد، نه تنها حدود ده هزار کانادایی بیکار خواهند شد، بلکه آن گروه از شرکت های کانادایی هم که به نوعی با شرکت مزبور همکاری دارند، دستخوش بحران شده و مجبور به اخراج کارکنان خود خواهند شد که ممکن است بالغ بر هزاران نفر بشود که نتیجه اش، خسارت بزرگ و جبران ناپذیری به اقتصاد کانادا وارد خواهد آمد.

ظاهرا مفهوم و معنی سیاست در کانادا این است که سیاستمداران چوب لای چرخ کارهای یکدیگر بگذارند و سعی کنند تا منافع حزبی خود را بر منافع ملی ترجیح داده و تا آنجا که امکان دارد، احزاب دیگر را خراب کنند و فاسد نشان دهند.

جاستین ترودو، در چنین موارد اضطراری، باید با قاطعیت اعلام کند که بخاطر منافع و مصالح ملی، قائله شرکت اس ان اس لاوالین را ختم شده اعلام می کنم و فقط مدیران آن را که خلاف کرده اند، مسئول می دانم که باید جریمه و مجازات شوند.

به گمان من، هم قانون و هم ملت باید به او این اجازه و قدرت را بدهند که بخاطر منافع ملی، قاطعانه تصمیم گیری کند. همین