خانه / مقالات / حق انتخاب

حق انتخاب

بسیاری از ما گاهی در موضوعات مختلف، بر سر یک دوراهی گیر می کنیم و نمی دانیم که کدام راه درست و کدام راه بیراهه است. انگار که در یک برزخ گیر کرده باشیم، احساس تلخ و زننده ای را تجربه می کنیم. در دنیای امروز که پر از اخبار و اطلاعات جورواجور است، هر سازمان یا هر کسی، در جهت منافع خود، اخبار و اطلاعات درست و یا نادرستی را منتشر می کند. در چنین حالتی که انواع خبرها هر روز مسلسل وار در جهان پراکنده می شوند و افکار انسان ها را همچون کلاف سر در گم بهم می ریزند، واقعاً برای انسان مشکل است که سره را از ناسره تشخیص بدهد.
حقیقت چیست و چه کسی به خاطر منافعش درصدد فریب من و شما می باشد؟
گاهی می‌بینیم که چند هزار نفر که قدرت را در اختیار خود دارند، چنین وانمود می کنند که بر میلیونها نفر دیگر برتری دارند و حق و حقانیت با آنهاست. به همین جهت، اوضاع و موقعیت را برای خودشان به گونه‌ای توجیه می کنند که بقیه نمی دانند. پس، بنابراین در حق آن نادانان، باید هرگونه زور و فشاری را اعمال کرد.
دیکتاتور، کسی است که قدرت دارد و خواسته‌های خود را به دیگران دیکته می‌کند. این شخص سرنوشت یک مملکت را در دست خود دارد. مانند: ایران، کره شمالی، سوریه و غیره. همین یک نفر موجب می شود تا ملتش سقوط کند و به خاک ذلت بیفتد.
فقط یک نفر
مردم ژاپن، یک ضرب المثل بسیار جالب دارند که اساس توسعه کشورشان قرار گرفته است. آن ضرب المثل میگوید:
بخاطر یک میخ، یک نعل افتاد.
بخاطر یک نعل، یک اسب افتاد.
بخاطر یک اسب، یک سوار افتاد.
بخاطر یک سوار، یک جنگ شکست خورد.
بخاطر یک شکست، یک مملکت نابود شد.
و همه اینها، بخاطر یک نفری بود که میخ را، خوب نکوبیده بود!
اما این دیکتاتوران که نفع خود را بر نفع ملت ترجیح داده اند، میخ را به نفع خود خوب کوبیده اند، حتی به قیمت نابودی کشور.
اما گاهی برای تصمیم گیری ها بهترین مشورت را می‌توان با ندای وجدان و ندای درونی انجام داد.
همیشه دو ندا در گوش ما زمزمه میکند.
یکی ندای شیطانی که به ما میگوید:
از بی امنی، بترس
از تهدید، بترس
از بی پولی، بترس
از بیماری، بترس
از پستی آدم ها، بترس
از بیکاری و کمی در آمد، بترس
اما از طرف دیگر، ندای اهورایی و ندای درونی به ما میگوید:
کار هست، نترس
پول هست، نترس
امید هست، نترس
فکر هست، نترس
سلامتی، هست نترس
آینده ات عالی می شود، نترس
این ندای قدرت افزا و انرژی بخش، تمام تلاشش را می کند که به ما بگوید: خدا همین جاست، از رگ گردن هم به ما نزدیک تر است، نترسیم و به پیش برویم. ما حق انتخاب داریم که یا به ندای اهورایی و وجدان خود گوش فرا دهیم و یا به ندای شیطانی؟
با گوش دادن به ندای خدایی، ما قدرتمندتر، امیدوارتر، شجاع تر و با وجدان تر می شویم. ولی اگر به ندای شیطانی مان گوش کنیم، نگران تر، ناامید تر، ترسوتر و بی وجدان تر خواهیم شد و از انجام حتی کوچک ترین کارها، وحشت خواهیم داشت.
یادمان باشد هر کار ما، حتی کوچک، اثری بزرگ دارد که شاید در همان لحظه، ما آن را نبینیم.
انتخاب با شماست.
پاینده و پویا باشید

مطلاب مربوط

فصل های زندگی

فصل پاییز آغاز شد، فصل رنگارنگی برگ های درختان. در این فصل، زیبایی طبیعت، به …

حکایتهای گلستان سعدی به زبان ساده

باب چهارم، در فواید خاموشی حکایت یکم: به یکی از دوستان گفتم: از این روی …