خانه / مقالات / حقیقت تلخ

حقیقت تلخ

اعدام روح االله زم، مدیر سایت آمدنیوز، در جهان بازتاب گسترده اى داشت.

هزاران رسانه در کشورهاى مختلف، ضمن اعلام این خبر، اعدام ناعادلانه او را محکوم کردند. شاخه آلمانى انجمن جهانى قلم، اعدام روزنامه نگار مخالف جمهورى اسلامى را محکوم کرد و پیشنهاد کرد که بخشى از بلوار بزرگى که سفارت جمهورى اسلامى در آن قرار دارد، به اسم روح االله زم نامگذارى شود. معاون انجمن قلم آلمان از سناى برلین تقاضا نمود که هر چه زودتر در این باره تصمیم بگیرد تا هر نامه و پیامى که به آدرس سفارت جمهورى اسلامى مى رسد، نام روح االله زم در آن آدرس باشد، تا این جنایت فجیع فراموش نشود. میشل باچله، کمیسر عالى حقوق بشر، در بیانیه اى، اعدام روح االله زم در ایران را محکوم کرد. اما شوربختانه بسیارى از خبرنگاران و روزنامه نویسان در سراسر جهان، مورد تهدید، بازداشت و شکنجه قرار مى گیرند تا قدرت دیکتاتوران به خطر نیفتد. به گفته سازمان گزارشگران بدون مرز، هم اکنون 387 خبرنگار در جهان، پشت میله هاى زندان به سر مى برند. این سازمان مى گوید شمارى از این خبرنگاران، فقط به دلیل گزارش دهى و تحقیق در مورد بحران کرونا بازداشت و زندانى شده اند.

از جمله روحانیون که به اعدام روح االله زم اعتراض کردن، آیت االله محمود امجد، از استادان حوزه علمیه است که به تبعید خودخواسته در مالزى به سر مى برد. او در واکنش به اعدام روح االله زم، ضمن شهید خواندن او، به رهبر جمهورى اسلامى هشدار داد که اگر از استبداد راى، دست بر ندارد وضع خطرناك خواهد شد. آیا قانون اساسى ایران که گفته مى شود خون بهاى شهیدان است، اگر عمدا یا سهوا نادیده گرفته شود، به معنى پایمال کردن و بى ارزش نمودن همه آن خون هایى که در راه آزادى ریخته شده است، نیست؟ قانون اساسى هر کشورى، مهم ترین پایه هاى حکومت آن کشور است که بر اساس آن، قوانین و مقررات داخلى و خارجى تنظیم مى شود. و اگر آن قوانین رعایت نشوند، هرج و مرج کشور را فرامى گیرد. به عنوان مثال: طبق قانون، در هنگام رانندگى باید پشت چراغ قرمز توقف کرد و اگر رانندگان، این قانون را رعایت نکنند، آیا مى توان در چنین جایى به درستى رانندگى کرد؟ کسانى که قبل از انقلاب، به خاطر اعتراضات سیاسى، زندانى مى شدند، معتقد بودند که باید بیان عقیده و نظر، آزاد باشد. اما اکنون که در موضع قدرت قرار گرفته اند، همان حرف ها و عقاید خود را هم برنمى تابند و قبول ندارند و معترضین را زندانى و شکنجه و یا اعدام مى کنند. اصل بیست و سوم قانون اساسى جمهورى اسلامى مى گوید: تفتیش عقاید ممنوع است و هیچکس را نمى توان به صرف داشتن عقیده اى ، مورد تعرض و مؤاخذه قرار داد. آزادى مطبوعات، یکى از بزرگ ترین و مهم ترین اصل در قانون اساسى هر کشور دموکراتیک است. اگرچه در ایران، آزادى مطبوعات به معناى واقعى وجود ندارد، ولى باز رژیم ایران، حتى تاب تحمل انتقادات رسانه هاى خارج از ایران را هم ندارد. به همین جهت، روح االله زم را با فریب به عراق کشاندند و سپس او را از آنجا ربوده و به ایران بردند و پس از محاکمه ناعادلانه و بدون وکیل، او را محکوم به اعدام کردند و شنبه پیش، آن حکم را به اجرا درآوردند. گمان نمى کنم که هیچ کشورى در دنیا به اندازه حکومت جمهورى اسلامى ایران، این همه رسانه هاى معترض در خارج از کشور داشته باشد. همه اینها، بازتاب عملکرد رژیمى است که ادعاى حکومت عادلانه دارد. اما اگر به راستى عملکرد این حکومت عادلانه است، آیا میلیون ها نفر از کشور مى گریختند و یا ده ها میلیون نفر در ایران زیر خط فقر زندگى مى کردند؟ آیا این نارضایتى ها نشانه اى از بى عدالتى و بى کفایتى این دولت نیست؟ مدعیان این حکومت زورگو، بیایند و صادقانه بیندیشند و با وجدان خود، درباره دستاوردهاى آن، مشورت کنند تا شاید دل و جرأت و جسارت آن را پیدا کنند که حقیقت را بپذیرند و از خلوت خارج شده و سکوت خویش را بشکنند. مگر نمى گفتند که مرگ سرخ، به از زندگى ننگین است؟ ما، مرگ ناعادلانه روح االله زم را محکوم مى کنیم. پاینده و پویا باشید

error: