خانه / مقالات / انتظار بیهوده

انتظار بیهوده

در هر کشوری، هر حکومتی که بر سرکار بیاید، اگر توجه اش به ملت خودش باشد، به یقین در مدت پنج، ده و یا بیست سال، موجب دگرگونی هایی اساسی، در کشورش می شود. ولی از زمان انقلاب اسلامی در ایران، چهل سال می گذرد ولی وضع مردم، روز به روز اسف انگیز شده و فلاکت و گرفتاری و بی اعتباری هم سرتاسر کشور ایران را فراگرفته است.

بطور کلی شاید نتوان حکومت جمهوری اسلامی را محکوم به خیانت کرد!؟ چون ماهیت این حکومت، مذهبی است و نه ملی. به همین جهت و بر اساس مرام دینی که به وطن نمی اندیشد، مذهب، مقدم بر ملیت قرار گرفته است که در نتیجه، ملت ایران فدای مذهب شده است. نکته مهم اینجاست که این حکومت که قصد کمک به مسلمانان محروم را دارد، در این میان چرا، این حکومت، کور خویش و بینای دیگران است؟ مگر مسلمانان غیر ایرانی، از مردم محروم ایران، مسلمان ترند و یا خونشان رنگین تر است؟

سئوال اینجاست که جمهوری اسلامی، چه انتظاری از اقشار مختلف ملت ایران دارد، زمانی که گروه های سیاسی را یکی پس از دیگری قلع و قمع کرد، متخصصین و کارشناسان را که می توانستند به کشورشان خدمت کنند، پاکسازی! نمود و یا آنها را مجبور به مهاجرت به کشورهای دیگر کرد؟ این حکومت، انتظار چه نوع وفاداری و از خودگذشتگی از ملتی دارد که پول نفتش را خرج ایجاد بمب اتمی و یا صرف گروه های مذهبی افراطی و یا ساخت درمانگاه و مدارس در کشورهای دیگر می کند در حالیکه بسیاری از نقاط محروم کشور، فاقد مدرسه و درمانگاه هستند؟

بسیاری همچون من که چند دهه، بیهوده منتظر نشستند تا ببینند که این حکومت، چه گلی به سر مردم می زند، کاملاً ناامید شدند. و دیگر همه می دانند که این حکومت، کاری در راه رفاه مردم ایران انجام نخواهد داد تا ملت ایران، در جهان سربلند و مفتخر باشد. ولی، عملا می بینیم که کشور ایران که زمانی در میان کشورهای جهان، داشت خودنمایی می کرد و به اصطلاح، سری در بین سرها بلند می کرد و به سوی پیشرفت گام بر می داشت، اکنون با توهمات و بی کفایتی حاکمان بر ایران، همه آن شکوهمندی و امید و اعتبار از دست رفته و ایران بیش از هر کشور دیگری در دنیا، دشمن دارد.

آیا دولتمردان این حکومت، با وجدان پاک می توانند بگویند همه چیز بر وفق مراد است؟ آیا تا کنون، به حاکمان حکومت مسلط بر ایران، ثابت نشده است که خط مشی و ایدئولوژی دینی آنها شکست خورده و زمان آن رسیده است که شجاعانه، به اشتباه خود اقرار کرده و از میدان حکومت و زورمداری خارج شوند؟

در حال حاضر، فساد و نابکاری، در همه سطوح مملکتی، بیداد می کند و دیر یا زود، این کوه آتشفشان، طغیان خواهد کرد و خشک و تر را خواهد سوزاند. از سوی دیگر، اگر مردم، در رابطه با واگذاری حکومت به ملت ایران، گذشتی از طرف حاکمان ببینند، آنها نیز گذشت خواهند کرد. زیرا این ملت، به اندازه کافی جنگ و خونریزی به خود دیده است و می داند که اکنون، فقط زمان آرامش و سازندگی است.

اگرچه می دانیم که این صدای نه چندان قوی ما، به گوش مسئولان جمهوری اسلامی ایران نخواهد رسید؟ و اگر هم برسد، جواب آنها از پیش معلوم است، چون قدرت، بی ظرفیت ها را همچون صدام و قذافی، دیوانه می کند. و ما نیز متأسفانه باید منتظر بدترین ها باشیم. افسوس.